رحمت

تابستان به اين خنکی را تجربه نکرده بودم در اصل ما تابستان را اينطور نديده بوديم. از شدت باران نمی توان به آسمان نگاه کرد گاهی هم مه غليظ همه شهر را گرفته و ديد بسيار سخت می شه .چند روزی هست که خورشيد خانومو نديديم. گاهی آدم دلش برای يه ذره آفتاب لک ميزنه .همينطور شب و روز می باره . تازه معلوم می شه اينهمه سرسبزی و زيبائی از اين بارش هاست . کاش می شد اين ابرها را هل داد بسوی تهران .  راستی رعد و برق های اينجا با همه جا  فرق داره. بسيار زيبا طوری که همه آسمانو می گيره و صحنه قشنگی ترسيم می شه . اتفاقا ديروز داشتم سوره رعد را  می خواندم که آمده بود :  "  اوست که برای بيم از قهر و اميد به رحمت خود برق را به شما می نماياند و ابرهای سنگين را  به هر طرف بر می انگيزد " .  با خودم گفتم اين همه،‌ رحمت خداوند است ...و خوشحال شدم که انگار چند روزی است  رحمت خداوندی شامل مردم ما هم شده و باران و برف باريدن کرده گرچه فکر نمی کنم حتی در زمستان تهران اين همه باران ديده باشم . باز به قطرات درشت باران خيره می شوم و مثل هميشه خداوند را سپاس می گويم .

/ 0 نظر / 12 بازدید